<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-23449657</id><updated>2011-04-22T05:55:35.937+04:30</updated><title type='text'>دلواپسی</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://delvaapasi.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/23449657/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://delvaapasi.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>سعید شرافتی پور</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11649224263227470989</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>9</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-23449657.post-1859271356590563523</id><published>2008-02-13T00:42:00.002+03:30</published><updated>2009-05-29T18:17:21.492+04:30</updated><title type='text'>تا اسفندارمذگان داریم به والنتاین نیازی نداریم</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_1dlD1xXWkoo/R7INZ17lu6I/AAAAAAAAABI/elanAhUM50M/s1600-h/51649(2).jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;ولنتاین را همه می شناسند چرا که چند سالی است این رسم بیگانه در دیار ما حضور یافته و با نزدیک شدن به دهه اخر بهمن ماه در روزنامه ها و مجلات و سایتهای اینترنتی به شکل مقاله و نوشتار - در پشت ویترین ها به شکل هدایا و کارت پستال های منسوب به ولنتاین و بر سر زبانها با جمله ی " ولنتاین مبارک " این حضور را به اثبات رسانده است&lt;br /&gt;شاید کمتر ایرانی از وجود " روز عشق " در ایران باستان و برگزاری جشنی برای بزرگداشت این موهبت ان هم نه با قدمت 3 قرن پیش از میلاد رومیان بلکه از 20 قرن پیش از میلاد اطلاع داشته باشد . شاید کمتر ایرانی بداند که &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;29 بهمن&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; و طبق گاهشماری ایران باستان روز اسفند از ماه اسفند با نام (( &lt;span style="color:#009900;"&gt;سپندار مذگان&lt;/span&gt; )) یا (( &lt;span style="color:#009900;"&gt;اسفندار مذگان&lt;/span&gt; )) روز عشق ایرانیان است . یعنی دقیقا 3 روز بعد از روز ولنتاین و زمانی که شهر به روال عادی برگشته است و مردم بی خبر و بی تفاوت و فارغ از تب و تاب روز عشق فرنگی ! ان را عادی تر از روزهای دیگر سپری می کنند&lt;br /&gt;در فرهنگ ایران باستان این روز به عنوان " روز زمین - روز مادر - روز زن و بطور کلی روز عشق " نامیده شده است . مطابق عقاید و اصول مذهبی زرتشتیان زمین گستراننده - مقدس و نماد عشق است . چرا که با فروتنی - تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد و زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را مانند مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد . زمین نماد عشق و همانند زن - زاینده و افریننده است .در اسطوره ها این روز به ایزد بانوی نگهبان زمین یعنی (( اسپندارمد )) یا (( سپنته ارمییتی )) تعلق دارد&lt;br /&gt;سپنته ارمییتی )) با نمادی زنانه- دختراهورامزدا- چهارمین امشاسپند و همچنین چهارمین مرحله از راه عرفان است . که از دو جز سپنته - پاک ورجاوند و ارمییتی یا ارمیتی - اندیشه و فداکاری و بردباری و سازگاری و فروتنی و مهر و عشق تشکیل شده است . وی در عالم معنوی مظهر عشق - تواضع و فروتنی و در عالم مادی نگهبان زمین و زنهای درستکار و عفیف و شوهر دوست است و تمام خوشی های دنیا در دست اوست . وی موظف است زمین را خرم و اباد و بارور نگه دارد&lt;br /&gt;این جشن ویژه زنان و روز ارج گذاشتن به زنان نیکوکار بوده که در ان از شوهران خویش پیشکش دریافت می کرده اند از این رو ان را جشن مزد گیران نیز می خوانده اند . شادی - تفریح - عشق ورزی - قدردانی - هدیه و پیشکش دادن و یاری رساندن - به خصوص در مورد زنان - به دوش گرفتن وظایف زنان توسط مردان و استراحت کامل انان از کار و تلاش به پاس تلاش یک سالشان از مهمترین مشخصه های این جشن است&lt;br /&gt;اما در ایران، چرا ولنتاین این شانس را داشته است که طی چند سال گذشته خود را بر فرهنگ ما تحمیل کند ؟ شاید نقش رسانه های گروهی داخلی و خارجی در این میان نادیده گرفته شود. اما حقیقت این است که اگر این رسانه ها به ویژه شبکه های ماهواره ای فارسی زبان خارج کشور و یا دوستان وبلاگ نویس، آن قدر که در مورد ولنتاین سخن می گویند و می نویسند، یک دهم آن هم در مورد مهرگان سخن می گفتند امروز جوانان ایرانی که تشنه ی جشن و شادی هستند، این چنین به آیین های بیگانه دل نمی باختند در چنین شرایطی اگر مسوولان کشور صلاح می دیدند و اجازه می دادند تا جشن مهرگان آزادانه در میان همه ی مردم کشور به ویژه جوانان فراگیر شود، ضمن اینکه یکی از سنت های زیبای ایرانی حفظ شده بود، زمینه برای نفوذ اندیشه ها و سنت های بیگانه به کشور فراهم نمی شد و ولنتاین به راحتی جای خالی جشن مهرگان را در دل جوانان ما پر نمی کرد&lt;br /&gt;اما در ایران، چرا ولنتاین این شانس را داشته است که طی چند سال گذشته خود را بر فرهنگ ما تحمیل کند ؟ شاید نقش رسانه های گروهی داخلی و خارجی در این میان نادیده گرفته شود. اما حقیقت این است که اگر این رسانه ها به ویژه شبکه های ماهواره ای فارسی زبان خارج کشور و یا دوستان وبلاگ نویس، آن قدر که در مورد ولنتاین سخن می گویند و می نویسند، یک دهم آن هم در مورد مهرگان سخن می گفتند امروز جوانان ایرانی که تشنه ی جشن و شادی هستند، این چنین به آیین های بیگانه دل نمی باختند در چنین شرایطی اگر مسوولان کشور صلاح می دیدند و اجازه می دادند تا جشن مهرگان آزادانه در میان همه ی مردم کشور به ویژه جوانان فراگیر شود، ضمن اینکه یکی از سنت های زیبای ایرانی حفظ شده بود، زمینه برای نفوذ اندیشه ها و سنت های بیگانه به کشور فراهم نمی شد و ولنتاین به راحتی جای خالی جشن مهرگان را در دل جوانان ما پر نمی کرد&lt;br /&gt;اما در ایران، چرا ولنتاین این شانس را داشته است که طی چند سال گذشته خود را بر فرهنگ ما تحمیل کند ؟ شاید نقش رسانه های گروهی داخلی و خارجی در این میان نادیده گرفته شود. اما حقیقت این است که اگر این رسانه ها به ویژه شبکه های ماهواره ای فارسی زبان خارج کشور و یا دوستان وبلاگ نویس، آن قدر که در مورد ولنتاین سخن می گویند و می نویسند، یک دهم آن هم در مورد مهرگان سخن می گفتند امروز جوانان ایرانی که تشنه ی جشن و شادی هستند، این چنین به آیین های بیگانه دل نمی باختند در چنین شرایطی اگر مسوولان کشور صلاح می دیدند و اجازه می دادند تا جشن مهرگان آزادانه در میان همه ی مردم کشور به ویژه جوانان فراگیر شود، ضمن اینکه یکی از سنت های زیبای ایرانی حفظ شده بود، زمینه برای نفوذ اندیشه ها و سنت های بیگانه به کشور فراهم نمی شد و ولنتاین به راحتی جای خالی جشن مهرگان را در دل جوانان ما پر نمی کرد&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;پس بیایید امسال بجای والنتاین مبارک،بگوییم:&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;اسفندار مذگان خجسته&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/23449657-1859271356590563523?l=delvaapasi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://delvaapasi.blogspot.com/feeds/1859271356590563523/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=23449657&amp;postID=1859271356590563523&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/23449657/posts/default/1859271356590563523'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/23449657/posts/default/1859271356590563523'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://delvaapasi.blogspot.com/2008/02/blog-post_13.html' title='تا اسفندارمذگان داریم به والنتاین نیازی نداریم'/><author><name>سعید شرافتی پور</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11649224263227470989</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-23449657.post-5742370813867721500</id><published>2008-02-08T19:03:00.000+03:30</published><updated>2008-02-08T19:31:19.632+03:30</updated><title type='text'>چه نشسته ای به سکوت؟</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_1dlD1xXWkoo/R6x8mwPjPVI/AAAAAAAAABA/GR2LVFaKm9A/s1600-h/654(2).jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5164639877914115410" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_1dlD1xXWkoo/R6x8mwPjPVI/AAAAAAAAABA/GR2LVFaKm9A/s400/654(2).jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;سازمان ملل به تازگی گزارشی رو منتشر کرده که بالا رفتن سطح خشونت علیه زنان رو در کل دنیا نشون میده،پاشنه هامو ور کشیدمو خواستم مطلبی رو در این مورد براتون بنویسم،میون جستجوهام به چیزی بر خوردم که نوشتن چنین مطلبی رو ،آب در هاون کوبیدن معنی می کرد،چند مقاله آموزشی و کامل با عنوان "&lt;strong&gt;آموزش کتک زدن زنان&lt;/strong&gt;"، اونهم به &lt;strong&gt;زبان فارسی&lt;/strong&gt;. آب دهان سنگ شده تو گلوم رو به سختی غورت دادم و دستای خشک شدهء روی صفحه کلیدمو به اولین شعله ی گرمابخش توی خونه رسوندم.&lt;br /&gt;صحبت از پژمردن یک برگ نیست&lt;br /&gt;فرض کن:مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست&lt;br /&gt;فرض کن:یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست&lt;br /&gt;فرض کن:جنگل بیابان بود از روز نخست!&lt;br /&gt;در کویری سوت و کور،&lt;br /&gt;در میان مردمی با این مصیبت ها صبور،&lt;br /&gt;صحبت از مرگ محبت،مرگ عشق،&lt;br /&gt;گفتگوازمرگ انسانیت است!&lt;br /&gt;(فریدون مشیری)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/23449657-5742370813867721500?l=delvaapasi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://delvaapasi.blogspot.com/feeds/5742370813867721500/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=23449657&amp;postID=5742370813867721500&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/23449657/posts/default/5742370813867721500'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/23449657/posts/default/5742370813867721500'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://delvaapasi.blogspot.com/2008/02/blog-post.html' title='چه نشسته ای به سکوت؟'/><author><name>سعید شرافتی پور</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11649224263227470989</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_1dlD1xXWkoo/R6x8mwPjPVI/AAAAAAAAABA/GR2LVFaKm9A/s72-c/654(2).jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-23449657.post-5146306419943678499</id><published>2007-11-10T23:26:00.000+03:30</published><updated>2007-11-10T23:43:07.011+03:30</updated><title type='text'>جهان چندم؟</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_1dlD1xXWkoo/RzYPJpLoJeI/AAAAAAAAAAw/cDo8YjfeDpA/s1600-h/NT5466141.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5131305483783120354" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_1dlD1xXWkoo/RzYPJpLoJeI/AAAAAAAAAAw/cDo8YjfeDpA/s400/NT5466141.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#993399;"&gt;چو ایران نباشد،تن من مباد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست براي مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است! اما كشورهاي جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهي نداشتند، اكنون كشورهايي توسعه يافته و ثروتمند هستند&lt;br /&gt;تفاوت كشورهاي فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست. ژاپن كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوه هايي است كه مناسب كشاورزي و دامداري نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناور ميباشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر ميكند&lt;br /&gt;مثال بعدي سويس است. كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمي آيد اما بهترين شكلاتهاي جهان را توليد و صادر ميكند. در سرزمين كوچك و سرد سويس كه تنها در چهار ماه سال ميتوان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد ميشود. سويس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شده است (بانكهاي سويس&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;افراد تحصیلکرده اي كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهاي فقير برخورد دارند براي ما مشخص ميكنند كه سطح هوش و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در اين ميان ندارد&lt;br /&gt;نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي ميگيرند، در كشورهاي اروپايي به نيروهاي مولد تبديل ميشوند&lt;br /&gt;پس تفاوت در چيست؟ تفاوت در رفتارهايي است كه در طول سالها فرهنگ و دانش نام گرفته است. وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل ميكنيم، متوجه ميشويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروي ميكنند1&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;. اخلاق به عنوان اصل پايه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt; 2. وحدت 3. مسئوليت پذيري 4.احترام به قانون و مقررات 5. احترام به حقوق شهروندان ديگر 6. عشق به كار 7. تحمل سختيها به منظور سرمايه گذاري روي آينده 8. ميل به ارائه كارهاي برتر و فوق العاده 9. نظم پذيري&lt;br /&gt;اما در كشورهاي فقير تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي ميكنند. ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبيعي نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بوده است. ما فقير هستيم براي اينكه رفتارمان چنين سبب شده است. ما برای آموختن و رعايت اصول فوق فاقد اهتمام لازم هستيم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#009900;"&gt;بیایید نشان دهیم که ایرانی بهترین است و جاودان.ایران را به دست خویش کنیم آباد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/23449657-5146306419943678499?l=delvaapasi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://delvaapasi.blogspot.com/feeds/5146306419943678499/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=23449657&amp;postID=5146306419943678499&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/23449657/posts/default/5146306419943678499'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/23449657/posts/default/5146306419943678499'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://delvaapasi.blogspot.com/2007/11/blog-post.html' title='جهان چندم؟'/><author><name>سعید شرافتی پور</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11649224263227470989</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_1dlD1xXWkoo/RzYPJpLoJeI/AAAAAAAAAAw/cDo8YjfeDpA/s72-c/NT5466141.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-23449657.post-2734290228297582932</id><published>2007-04-12T22:26:00.000+03:30</published><updated>2007-04-12T22:31:41.982+03:30</updated><title type='text'>چی می بینید؟</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_1dlD1xXWkoo/Rh6B4_sWwYI/AAAAAAAAAAo/WsFZ9qpt8tA/s1600-h/fale-haftehbReh.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5052618648126407042" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_1dlD1xXWkoo/Rh6B4_sWwYI/AAAAAAAAAAo/WsFZ9qpt8tA/s400/fale-haftehbReh.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/23449657-2734290228297582932?l=delvaapasi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://delvaapasi.blogspot.com/feeds/2734290228297582932/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=23449657&amp;postID=2734290228297582932&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/23449657/posts/default/2734290228297582932'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/23449657/posts/default/2734290228297582932'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://delvaapasi.blogspot.com/2007/04/blog-post.html' title='چی می بینید؟'/><author><name>سعید شرافتی پور</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11649224263227470989</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_1dlD1xXWkoo/Rh6B4_sWwYI/AAAAAAAAAAo/WsFZ9qpt8tA/s72-c/fale-haftehbReh.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-23449657.post-4767777417800918845</id><published>2007-02-16T14:21:00.000+03:30</published><updated>2007-02-16T15:23:56.918+03:30</updated><title type='text'>ایرانی!آریایی بمان وببال</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_1dlD1xXWkoo/RdWZHO7azcI/AAAAAAAAAAU/s44jjGhKt0E/s1600-h/14.jpg"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5032096508201848258" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_1dlD1xXWkoo/RdWZHO7azcI/AAAAAAAAAAU/s44jjGhKt0E/s400/14.jpg" border="0" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد! اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور از انتظار نيست،چون عبارت "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;strong&gt;.اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند.سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزندجشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان روز شكرگزاري برپا مي كنند!&lt;br /&gt;وهمه چيز را در مورد ولنتاین و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است.چند سالي ست حوالي 26 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم والنتاين به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!"&lt;br /&gt;اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!&lt;br /&gt;جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با &lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;29 بهمن،&lt;/span&gt; يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "&lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;سپندار مذگان&lt;/span&gt;" يا "&lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;اسفندار مذگان&lt;/span&gt;" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.&lt;br /&gt;سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.&lt;br /&gt;ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمريكاييها هستند كه به خود جهان بيني دچار مي باشند. آنها دنيا را تنها از ديدگاه و زاويه خاص خود نگاه مي كنند. مردماني كه چنين ديدگاهي دارند، متوجه نمي شوند كه ملت هاي ديگر شيوه هاي زندگي و فرهنگ هاي متفاوتي دارند. آمريكاييها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان مي دانند. آنها بر اين باورند كه عادات، رسوم و ارزش هاي فرهنگي شان برتر از سايرين است. اين موضوع در بررسي عملكرد آنان بخوبي مشهود است. بعنوان مثال در حالي كه اين روزها مردم كشورهاي مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط مي باشند، آمريكاييها تقريبا تنها به يك زبان حرف مي زنند. همچنين مصرانه در پي اشاعه دادن جشن ها و سنت هاي خاص فرهنگ خود هستند."اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند!&lt;br /&gt;براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و حيات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يك ملت و تعداد سربازاني كه در جنگ كشته شده اند نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد.&lt;br /&gt;شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن(والنتاین) به &lt;span style="color:#993399;"&gt;29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان)&lt;/span&gt; منتقل كنيم.&lt;br /&gt;با تشکر از کاوه عزیزبرای انتخاب مناسب موضوع &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/23449657-4767777417800918845?l=delvaapasi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://delvaapasi.blogspot.com/feeds/4767777417800918845/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=23449657&amp;postID=4767777417800918845&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/23449657/posts/default/4767777417800918845'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/23449657/posts/default/4767777417800918845'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://delvaapasi.blogspot.com/2007/02/blog-post.html' title='ایرانی!آریایی بمان وببال'/><author><name>سعید شرافتی پور</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11649224263227470989</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_1dlD1xXWkoo/RdWZHO7azcI/AAAAAAAAAAU/s44jjGhKt0E/s72-c/14.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-23449657.post-114659122578726519</id><published>2006-05-02T20:51:00.000+03:30</published><updated>2006-05-02T21:08:03.226+03:30</updated><title type='text'>رابطه ی تجرّد با دوچرخه</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/1523/2406/1600/1923_481.3.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/1523/2406/400/1923_481.3.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:180%;"&gt;بدون شرح&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/23449657-114659122578726519?l=delvaapasi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://delvaapasi.blogspot.com/feeds/114659122578726519/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=23449657&amp;postID=114659122578726519&amp;isPopup=true' title='7 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/23449657/posts/default/114659122578726519'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/23449657/posts/default/114659122578726519'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://delvaapasi.blogspot.com/2006/05/blog-post.html' title='رابطه ی تجرّد با دوچرخه'/><author><name>سعید شرافتی پور</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11649224263227470989</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>7</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-23449657.post-114496074759031927</id><published>2006-04-13T23:15:00.000+03:30</published><updated>2006-04-14T00:14:20.086+03:30</updated><title type='text'>آهی از نهاد</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/1523/2406/1600/438.1.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/1523/2406/400/438.0.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;به چی فکر می کنید؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/23449657-114496074759031927?l=delvaapasi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://delvaapasi.blogspot.com/feeds/114496074759031927/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=23449657&amp;postID=114496074759031927&amp;isPopup=true' title='4 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/23449657/posts/default/114496074759031927'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/23449657/posts/default/114496074759031927'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://delvaapasi.blogspot.com/2006/04/blog-post.html' title='آهی از نهاد'/><author><name>سعید شرافتی پور</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11649224263227470989</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-23449657.post-114192747687608145</id><published>2006-03-09T19:46:00.000+03:30</published><updated>2006-03-10T12:34:05.733+03:30</updated><title type='text'>امیدوار</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/1523/2406/1600/2287.1.jpg"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" height="187" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/1523/2406/320/2287.1.jpg" width="238" border="0" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/1523/2406/1600/268.4.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/1523/2406/320/268.4.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/1523/2406/1600/268.4.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/1523/2406/1600/268.4.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;به نام دادار هستی بخش&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/strong&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;strong&gt;خانه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;خانه ی امن&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;strong&gt;خانه ی امن امیدوار&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;شنیدن هر کدام از این واژه ها نوعی آرامش و امنیت را در جان هر انسانی پدید می آورد حال چه رسد به آنکه این جان زخمی از تیری باشد که از کمان روزگار رهاشده و بر روح وجسم او تاخته باشد.&lt;br /&gt;چنین وجودی آرامش را به تمنا می نشیند و حال دریغ نمودن این سکون در روزهای آغازین سالی نو عملی است که پاسخش را باید به دادار بخشنده داد.&lt;br /&gt;امیدوار نام یک مرکز بازپروری زنان و دختران آسیب دیده اجتماعی است.شاید تنها جای امنی که پس از فرار از فضایی پر از رخوت و وحشت می توان به آن پناه برد&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;.&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;پیش درآمد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;به گزارش خبرنگار اجتماعي ايسنا، در سال 63 به دستور نخست وزير وقت، 8 قطعه زمين داراي ساختمان براي نگهداري افراد بي‌سرپرست و آسيب‌ديده اجتماعي سازمان بهزيستي واگذار شد.&lt;br /&gt;سال‌ها بعد بنياد مستضعفان انقلاب اسلامي به استناد مصادره‌اي بودن برخي زمين‌ها و اين كه اموال مصادره‌اي متعلق به بنياد است، به دادگاه انقلاب اسلامي شكايت و سازمان بهزيستي نيز در مقابل اين اقدام، شكايت خود را به دادگاه عمومي ارائه مي‌كند. سرانجام سال گذشته بر اساس راي دادگاه انقلاب اسلامي حكم تخليه مركز نگهداري كودكان بي‌سرپرست «عمار» صادر و اين مركز به بنياد مستضعفان تحويل مي‌شود.&lt;br /&gt;در سال جاري نيز حكم تخليه براي مركز بازپروري دختران و زنان آسيب‌ديده «اميدوار» توسط بنياد اخذ و چند مرتبه اين مركز تهديد به تخليه مي‌شود كه با ارائه مستندات واگذاري مراكز به بهزيستي و پيگيري حقوقي و مقاومت مددجويان تخليه انجام نشد.&lt;br /&gt;در نهايت روز پنجشنبه27 بهمن 84 با حضور مأموران اجراي احكام دادگاه انقلاب و تخليه مركز بازپروري دختران و زنان آسيب‌ديده «اميدوار»، حدود 25 دختر آسيب‌ديده تحت درمان و توانبخشي بي‌سرپناه، بار ديگر سرپناه خود را از دست دادند.&lt;br /&gt;به گزارش ايسنا بر اساس اظهارات مديركل بهزيستي استان تهران، مديران بهزيستي اين استان در اعتراض به برخورد غير تخصصي براي تخليه مركز نگهداري زنان آسيب‌ديده «اميدوار» طي نامه‌اي به رييس سازمان بهزيستي استعفاي‌ خود را اعلام كردند.&lt;br /&gt;همچنين بر اساس اظهارات نفريه، مربي زن مركز «اميدوار» در پي ممانعت از ورود مامورين و بيرون كردن دختران و زنان آسيب‌ديده، با زنجير به درخت بسته شده و مورد ضرب و شتم قرار گرفت كه پس از آن وي توسط بهزيستي براي انجام شكايت به پزشك قانوني منتقل شد.&lt;br /&gt;دكتر نفريه، مديركل بهزيستي استان تهران كه در ساعات اوليه پس از وقوع اين حادثه در محل حاضر شده بود با اعتراض نسبت به اين اقدام بنياد مستضعفان در ادامه‌ي سخنانش به خبرنگار ايسنا گفت: در حالي كه معاون اول رييس‌جمهوري طي نامه‌اي خطاب به رياست بنياد مستضعفان دستور توقف اجراي تخليه و تشكيل جلسه براي توافق ميان دو دستگاه بر سر مركز «اميدوار» را صادر كرده بود، متاسفانه نمايندگان بنياد به همراه ماموران اجراي احكام دادگاه انقلاب در آخرين روز هفته و پايان وقت اداري نسبت به تخليه مركز اقدام كردند كه بهزيستي از پيگيري ماجرا ناتوان باشد.&lt;br /&gt;وي تصريح كرد: با پيگيري مسؤولان بهزيستي در نهايت به دستور دادستان عمومي و انقلاب تهران، محدث، معاون دادستان به همراه مافي، فرماندار شميرانات و رييس كلانتري محل با حضور در ساختمان مركز «اميدوار»، نمايندگان بنياد را به منظور پلمپ ساختمان تا تعيين تكليف نهايي از داخل آن تخليه كردند.&lt;br /&gt;نفريه افزود: تا ساعت‌ها از محل انتقال دختران و زنان آسيب‌ديده مركز «اميدوار» توسط مأموران اطلاع نداشتيم كه سرانجام تعدادي از آنها به محل بازگشتند و بر اساس اظهارت اين دختران، آنها در يكي از كوچه‌هاي اطراف مركز رها شده بودند.&lt;br /&gt;وي تاكيد كرد: اين دختران حاضر به انتقال به مركز ديگري نبودند. چرا كه برخي از آنها سال‌هاي بسيار طولاني در اين مركز ساكن بودند و اينجا را به عنوان «خانه خود» مي‌دانند. از سوي ديگر ساير مراكز نيز جاي كافي براي اقامت آنها ندارد. اين در حاليست كه برخي از دختران و زنان آسيب ديده اين مركز نيز تا نيمه‌هاي شب به مركز بازنگشتند.&lt;br /&gt;مديركل بهزيستي استان تهران در اين خصوص به خبرنگار ايسنا مي‌گويد: مركز «اميدوار» جزء مراكز سطح سه بهزيستي محسوب مي‌شود كه زنان داراي آسيب‌هاي شديد در آنجا نگهداري مي‌شوند و حتي برخي از آنها مبتلاء به بعضي بيماري‌ها هستند.&lt;br /&gt;با گفتگویی که با یکی از دوستان پزشکم انجام دادم دریافتم که نگهداری این زنان و دختران همراه با افرادی که به لحاظ کلاسه بندی اجتماعی و روانی در رتبه و مرتبه خود قرار دارند بسیار حایز اهمیت است بطوریکه نگهداری این افراد با مددجویان مرتبه های دیگر برای هر دو گروه آسیب رسان و مضر است.&lt;br /&gt;به گفته دكتر نفريه، سالانه به طور متوسط 2 هزار دختر فراري و آسيب‌ديده از سوي نيروي انتظامي و يا به صورت خود معرف به بهزيستي ارجاع مي‌شود كه بهزيستي پس از بررسي وضعيت‌ آنها در مراكز مداخله در بحران زمينه بازگشت آنها را به خانواده فراهم مي‌كند. ولي در پاره‌اي از موارد، نه خانواده و نه فرد تمايلي به بازگشت ندارند كه بر اساس سطح آسيب ديدگي به خانه‌هاي سلامت، مراكز بازتواني و در نهايت افراد داراي آسيب‌هاي شديد به مركز بازپروري ارجاع مي‌شوند.&lt;br /&gt;وي با اشاره به طرح «جمع آوري آسيب‌ديدگان» توسط نيروي انتظامي از سطح شهر، گفت: نيروي انتظامي تنها قادر به جمع‌آوري اين زنان است و قطعا براي نگهداري، مجددا به بهزيستي ارجاع مي‌شوند. اين در حاليست كه بهزيستي در شرايط كنوني نيز امكانات محدودي براي پذيرش و نگهداري افراد آسيب‌ديده اجتماعي دارد و جالب آن كه همين مراكز نيز از بهزيستي پس گرفته مي‌شود.&lt;br /&gt;مديركل بهزيستي استان تهران با بيان اين كه مركز «اميدوار» تنها مركز بازپروري دختران زنان آسيب‌ديده در تهران است، تصريح كرد: با تخليه اين مركز مجبور شديم زنان و دختران آن را كه اغلب دچار آسيب‌هاي شديد و بعضا مبتلا به بيماري‌هاي سخت هستند به مراكز مداخله در بحران ـ كه زنان سالم و داراي آسيب‌هاي بسيار كمتر نيز در آن نگهداري مي‌شوند ـ منتقل كنيم.&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;نگاه عادلانه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;شهين‌دخت ملاوردي مسوول جمعيت حمايت از حقوق بشر زنان در مصاحبه با خبرنگار اجتماعی ایسنا میگوید: اگر بحث اقدامات تاميني و تربيتي را مورد توجه قرار دهيم، هدف اصلي پيشگيري از تكرار جرم در جامعه و بازپرروي مجرمان و بازگرداندن آنها به جامعه است و اگر در اين راه به نوعي سدي در اين مسير ايجاد شود قطعا در آينده در راه اين‌گونه اقدامات و برنامه‌ها مشكل ايجاد خواهد شد و هدف اصلي محقق نمي‌شود و اين سيكل معيوب آموزش و نگهداري از افراد آسيب‌ديده و بعد به دلايلي بروز رفتارهاي نامناسب با آنها و رها شدنشان در جامعه تاثيرات منفي را در بر خواهد داشت و مسوولان و كساني كه مسبب اين حادثه بوده‌اند بايد پاسخگو باشند و از اين پس تدابيري را براي جلوگيري از تكرار اين‌گونه برنامه‌ها اتخاذ كنند.&lt;br /&gt;مسوول جمعيت حمايت از حقوق بشر زنان در رابطه با امكان برخورد قانوني در اين زمينه گفت: قطعا راه قانوني در اين زمينه بسته نيست و امكان درخواست ضرر و زيان و آثار ناشي از اين برخورد را مي‌توان درخواست كرد و در اين رابطه بالاترين مقام مسوول مركز «اميدوار» كه محل نگهداري زنان و دختران آسيب‌ديده بوده است مي‌تواند تقاضاي احقاق حق كند.&lt;br /&gt;بهناز اشتري (حقوقدان) در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهارداشت:&lt;br /&gt;در آبان ماه سال 71 قانون تامين زنان و كودكان بي سرپرست در راستاي اصل 21 قانون اساسي به تصويب رسيده كه طبق آن از زنان ويژه و داراي موقعيت خاص حمايت شود افزود: دولت موظف است كه از اين افراد حمايت كند و بهزيستي نيز كه متولي اين حمايت است بايد از امكاناتي برخوردار باشد كه بتواند اين وظيفه را به نحو احسن به انجام برساند.&lt;br /&gt;اين وكيل دادگستري با بيان اين كه هدف تمام نهادهاي دولتي و عمومي خدمت رساني به مردم است، اظهار داشت: اختلاف منافع سازماني نبايد مانع انجام اين هدف شود و دولت بايد در زمان بروز چنين اختلافاتي ميان دستگاه‌ها با در نظر داشتن اين كه هدف، تامين بيشترين منافع براي افراد جامعه است، اين اختلافات را حل و فصل كند.&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;آ&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;خرین خبر&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;دكتر نفريه روز 14 اسفند 84 در گفت‌وگو با خبرنگار «اجتماعي» ايسنا افزود: جلساتي براي رسيدن به نتيجه مشترك ميان معاونين سازمان بهزيستي و بنياد مستضعفان انقلاب اسلامي در هفته گذشته شد ولی نتیجه ی خاصی حاصل نشد. وي يادآور شد: هم‌اكنون مركز «اميدوار» تا تعيين تكليف نهايي مالكيت، پلمپ است و از آنجا كه اين مركز تنها مركز بازپروري زنان و دختران آسيب‌ديده شديد در تهران است، به اجبار اين زنان به مراكز نگهداري زنان با آسيب كمتر منتقل شده‌اند&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;بازخوانی سناریو&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;می خواهم گوش هر یک از نهادهای مرتبط با این سناریو را جداگانه به نجوا بگیرم.&lt;br /&gt;به نظر شما &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;مستضعف&lt;/span&gt; کیست؟&lt;br /&gt;کسی است که با اجاره کردن کودک یکی از خانواده های بی بضاعت در ازاء پولی اندک و خوراندن انواع داروهای خواب آور به او کوس بیچارگی و محتاجی بر سر چهارراه ها می زند؟&lt;br /&gt;کسی که پشت چراغ قرمز با پارچه ای چرکین شیشه اتمبیلها را تمیز میکند تا خرج اعتیادش را گدایی کند؟&lt;br /&gt;کسی که با وجود بازار داغ خودفروشی و روسپیگری پناه به خانه ی امن امیدوار آورده و چشم به آینده ای روشن دارد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نمیدانید؟&lt;br /&gt;من هم مانند شما تعریفی از مستضعف در ذهن داشتم که بر اساس آن این زنان و دختران در روزها و شبهای آخر سال جزء مستضعفترین و نیازمندترین افراد به حمایت و پشتیبانی محسوب می شدند ولی با این اقدام بنیاد &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;مستضعفان&lt;/span&gt; به صحت معنی حک شده در ذهنم شک کردم.&lt;br /&gt;ناگزیر به فرهنگ فارسی عمید پناه برده و معنی مستضعف را جستجو کردم.&lt;br /&gt;م&lt;br /&gt;مس&lt;br /&gt;مستاجر&lt;br /&gt;مستحکم&lt;br /&gt;مستشار&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;مستضعف&lt;/span&gt;: ضعیف شمرده شده، سست و ناتوان پنداشته شده&lt;br /&gt;نفس راحتی کشیدم،اشتباه نکرده بودم.عجب نعمتی ست این نفس راحت.&lt;br /&gt;امیدوارم وجدان مسؤلان بنیاد مستضعفان هم به آنها اجازه کشیدن نفس راحت را بدهد.&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;مردی نبود فتاده را پای زدن گر دست فتاده گیری مردی &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;بر اساس آنچه بیان شد،دعوای حقوقی این دو نهاد از مدتها پیش آغاز شده بود پس مناسب تر بود که مسؤلان بهزیستی نسبت به حل آن اقدام جدیتر،سریع تر و موثرتری می کردند. اساساً بنیاد مستضعفان نسبت به سازمان بهزیستی،نهادی قدرتمندتر است.&lt;br /&gt;با مطرح شدن این پرونده توسط بنیاد مستضعفان در دادگاه انقلاب،کفه ی ترازو به نفع بنیاد سنگینتر شد و این در حالی بود که بهزیستی از طریق دادگاه عمومی ماجرا را پیگیری می کرد.این خود تبدیل به یک برگ برنده برای بنیاد شد.&lt;br /&gt;.مناسب تر بود بهزیستی هوشمندی بیشتری به خرج می داد ویا حتی با آماده نگه داشتن مکانی دیگر از بی سامانی آنان جلوگیری می کرد چراکه با صدور حکم دادگاه انقلاب، روی آوردن بنیاد مستضعفان به زور برای تخلیه ی این مرکز امری گریزناپذیر می نمود.&lt;br /&gt;سازمان بهزیستی و بنیاد مستضعفان هر یک نهادی برای خدمت به مردم می باشد و در رأس آن وزارت رفاه به عنوان سازمانی قدرتمندتر و اجرایی تر می بایست زمام امور را در دست گیرد تا درگیری حقوقی میان دو دستگاه زیربط موجب آوارگی و بی خانمانی گروهی زن و دختر آسیب دیده که گاه خود مسبب فراهم آمدن شرایط آسیب دیدگی آنانیم نشود. با نگاهی منطقی شاید بنیاد مستضعفان کوچکترین نیازی به این زمینها نداشته یاشد.به بیان دیگر هر نهادی که در این بین پیروز پرونده باشد،25 زنان و دختران بازنده های اصلی این ماجرایند.&lt;br /&gt;نمونه ای از این گزارش به نهادهای ذیل ارسال می شود با امید به اینکه پیش از سال نو برای شما پیام آور بازپس گیری و اسکان مجدد زنان و دختران آسیب دیده در خانه ی امیدوار باشم&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;.&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;دفتر مقام معظم رهبری&lt;br /&gt;دفتر رییس جمهور&lt;br /&gt;مجلس شورای اسلامی&lt;br /&gt;سازمان بهزیستی&lt;br /&gt;بنیاد مستضعفان&lt;br /&gt;سایت آیت ا.. ابطحی&lt;br /&gt;برخی آزانسهای خبری&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سعید شرافتی پور &lt;/strong&gt;&lt;a href="mailto:s_sherafatipour@yahoo.com"&gt;&lt;strong&gt;s_sherafatipour@yahoo.com&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; &lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://www.delvaapasi.blospot.com/"&gt;&lt;strong&gt;http://www.delvaapasi.blospot.com/&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;a href="http://www.delvaapasi.blogfa.com/"&gt;&lt;strong&gt;http://www.delvaapasi.blogfa.com/&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/23449657-114192747687608145?l=delvaapasi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://delvaapasi.blogspot.com/feeds/114192747687608145/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=23449657&amp;postID=114192747687608145&amp;isPopup=true' title='4 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/23449657/posts/default/114192747687608145'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/23449657/posts/default/114192747687608145'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://delvaapasi.blogspot.com/2006/03/blog-post_09.html' title='امیدوار'/><author><name>سعید شرافتی پور</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11649224263227470989</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-23449657.post-114154853241190970</id><published>2006-03-05T12:06:00.000+03:30</published><updated>2006-03-07T00:15:02.760+03:30</updated><title type='text'>سرآغاز</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/1523/2406/1600/p545_77.jpg"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 195px; CURSOR: hand; HEIGHT: 133px" height="149" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/1523/2406/320/p545_77.jpg" width="217" border="0" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;em&gt;&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;em&gt;سلام&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;em&gt;.این ی شروع تازست با امید به تراوت و همدلی شما&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;em&gt;پیروز باشید&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/23449657-114154853241190970?l=delvaapasi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://delvaapasi.blogspot.com/feeds/114154853241190970/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=23449657&amp;postID=114154853241190970&amp;isPopup=true' title='4 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/23449657/posts/default/114154853241190970'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/23449657/posts/default/114154853241190970'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://delvaapasi.blogspot.com/2006/03/blog-post.html' title='سرآغاز'/><author><name>سعید شرافتی پور</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11649224263227470989</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry></feed>
