Name:
Location: تهران, Iran

Thursday, March 09, 2006

امیدوار












به نام دادار هستی بخش


خانه


خانه ی امن

خانه ی امن امیدوار
شنیدن هر کدام از این واژه ها نوعی آرامش و امنیت را در جان هر انسانی پدید می آورد حال چه رسد به آنکه این جان زخمی از تیری باشد که از کمان روزگار رهاشده و بر روح وجسم او تاخته باشد.
چنین وجودی آرامش را به تمنا می نشیند و حال دریغ نمودن این سکون در روزهای آغازین سالی نو عملی است که پاسخش را باید به دادار بخشنده داد.
امیدوار نام یک مرکز بازپروری زنان و دختران آسیب دیده اجتماعی است.شاید تنها جای امنی که پس از فرار از فضایی پر از رخوت و وحشت می توان به آن پناه برد
.

پیش درآمد
به گزارش خبرنگار اجتماعي ايسنا، در سال 63 به دستور نخست وزير وقت، 8 قطعه زمين داراي ساختمان براي نگهداري افراد بي‌سرپرست و آسيب‌ديده اجتماعي سازمان بهزيستي واگذار شد.
سال‌ها بعد بنياد مستضعفان انقلاب اسلامي به استناد مصادره‌اي بودن برخي زمين‌ها و اين كه اموال مصادره‌اي متعلق به بنياد است، به دادگاه انقلاب اسلامي شكايت و سازمان بهزيستي نيز در مقابل اين اقدام، شكايت خود را به دادگاه عمومي ارائه مي‌كند. سرانجام سال گذشته بر اساس راي دادگاه انقلاب اسلامي حكم تخليه مركز نگهداري كودكان بي‌سرپرست «عمار» صادر و اين مركز به بنياد مستضعفان تحويل مي‌شود.
در سال جاري نيز حكم تخليه براي مركز بازپروري دختران و زنان آسيب‌ديده «اميدوار» توسط بنياد اخذ و چند مرتبه اين مركز تهديد به تخليه مي‌شود كه با ارائه مستندات واگذاري مراكز به بهزيستي و پيگيري حقوقي و مقاومت مددجويان تخليه انجام نشد.
در نهايت روز پنجشنبه27 بهمن 84 با حضور مأموران اجراي احكام دادگاه انقلاب و تخليه مركز بازپروري دختران و زنان آسيب‌ديده «اميدوار»، حدود 25 دختر آسيب‌ديده تحت درمان و توانبخشي بي‌سرپناه، بار ديگر سرپناه خود را از دست دادند.
به گزارش ايسنا بر اساس اظهارات مديركل بهزيستي استان تهران، مديران بهزيستي اين استان در اعتراض به برخورد غير تخصصي براي تخليه مركز نگهداري زنان آسيب‌ديده «اميدوار» طي نامه‌اي به رييس سازمان بهزيستي استعفاي‌ خود را اعلام كردند.
همچنين بر اساس اظهارات نفريه، مربي زن مركز «اميدوار» در پي ممانعت از ورود مامورين و بيرون كردن دختران و زنان آسيب‌ديده، با زنجير به درخت بسته شده و مورد ضرب و شتم قرار گرفت كه پس از آن وي توسط بهزيستي براي انجام شكايت به پزشك قانوني منتقل شد.
دكتر نفريه، مديركل بهزيستي استان تهران كه در ساعات اوليه پس از وقوع اين حادثه در محل حاضر شده بود با اعتراض نسبت به اين اقدام بنياد مستضعفان در ادامه‌ي سخنانش به خبرنگار ايسنا گفت: در حالي كه معاون اول رييس‌جمهوري طي نامه‌اي خطاب به رياست بنياد مستضعفان دستور توقف اجراي تخليه و تشكيل جلسه براي توافق ميان دو دستگاه بر سر مركز «اميدوار» را صادر كرده بود، متاسفانه نمايندگان بنياد به همراه ماموران اجراي احكام دادگاه انقلاب در آخرين روز هفته و پايان وقت اداري نسبت به تخليه مركز اقدام كردند كه بهزيستي از پيگيري ماجرا ناتوان باشد.
وي تصريح كرد: با پيگيري مسؤولان بهزيستي در نهايت به دستور دادستان عمومي و انقلاب تهران، محدث، معاون دادستان به همراه مافي، فرماندار شميرانات و رييس كلانتري محل با حضور در ساختمان مركز «اميدوار»، نمايندگان بنياد را به منظور پلمپ ساختمان تا تعيين تكليف نهايي از داخل آن تخليه كردند.
نفريه افزود: تا ساعت‌ها از محل انتقال دختران و زنان آسيب‌ديده مركز «اميدوار» توسط مأموران اطلاع نداشتيم كه سرانجام تعدادي از آنها به محل بازگشتند و بر اساس اظهارت اين دختران، آنها در يكي از كوچه‌هاي اطراف مركز رها شده بودند.
وي تاكيد كرد: اين دختران حاضر به انتقال به مركز ديگري نبودند. چرا كه برخي از آنها سال‌هاي بسيار طولاني در اين مركز ساكن بودند و اينجا را به عنوان «خانه خود» مي‌دانند. از سوي ديگر ساير مراكز نيز جاي كافي براي اقامت آنها ندارد. اين در حاليست كه برخي از دختران و زنان آسيب ديده اين مركز نيز تا نيمه‌هاي شب به مركز بازنگشتند.
مديركل بهزيستي استان تهران در اين خصوص به خبرنگار ايسنا مي‌گويد: مركز «اميدوار» جزء مراكز سطح سه بهزيستي محسوب مي‌شود كه زنان داراي آسيب‌هاي شديد در آنجا نگهداري مي‌شوند و حتي برخي از آنها مبتلاء به بعضي بيماري‌ها هستند.
با گفتگویی که با یکی از دوستان پزشکم انجام دادم دریافتم که نگهداری این زنان و دختران همراه با افرادی که به لحاظ کلاسه بندی اجتماعی و روانی در رتبه و مرتبه خود قرار دارند بسیار حایز اهمیت است بطوریکه نگهداری این افراد با مددجویان مرتبه های دیگر برای هر دو گروه آسیب رسان و مضر است.
به گفته دكتر نفريه، سالانه به طور متوسط 2 هزار دختر فراري و آسيب‌ديده از سوي نيروي انتظامي و يا به صورت خود معرف به بهزيستي ارجاع مي‌شود كه بهزيستي پس از بررسي وضعيت‌ آنها در مراكز مداخله در بحران زمينه بازگشت آنها را به خانواده فراهم مي‌كند. ولي در پاره‌اي از موارد، نه خانواده و نه فرد تمايلي به بازگشت ندارند كه بر اساس سطح آسيب ديدگي به خانه‌هاي سلامت، مراكز بازتواني و در نهايت افراد داراي آسيب‌هاي شديد به مركز بازپروري ارجاع مي‌شوند.
وي با اشاره به طرح «جمع آوري آسيب‌ديدگان» توسط نيروي انتظامي از سطح شهر، گفت: نيروي انتظامي تنها قادر به جمع‌آوري اين زنان است و قطعا براي نگهداري، مجددا به بهزيستي ارجاع مي‌شوند. اين در حاليست كه بهزيستي در شرايط كنوني نيز امكانات محدودي براي پذيرش و نگهداري افراد آسيب‌ديده اجتماعي دارد و جالب آن كه همين مراكز نيز از بهزيستي پس گرفته مي‌شود.
مديركل بهزيستي استان تهران با بيان اين كه مركز «اميدوار» تنها مركز بازپروري دختران زنان آسيب‌ديده در تهران است، تصريح كرد: با تخليه اين مركز مجبور شديم زنان و دختران آن را كه اغلب دچار آسيب‌هاي شديد و بعضا مبتلا به بيماري‌هاي سخت هستند به مراكز مداخله در بحران ـ كه زنان سالم و داراي آسيب‌هاي بسيار كمتر نيز در آن نگهداري مي‌شوند ـ منتقل كنيم.

نگاه عادلانه
شهين‌دخت ملاوردي مسوول جمعيت حمايت از حقوق بشر زنان در مصاحبه با خبرنگار اجتماعی ایسنا میگوید: اگر بحث اقدامات تاميني و تربيتي را مورد توجه قرار دهيم، هدف اصلي پيشگيري از تكرار جرم در جامعه و بازپرروي مجرمان و بازگرداندن آنها به جامعه است و اگر در اين راه به نوعي سدي در اين مسير ايجاد شود قطعا در آينده در راه اين‌گونه اقدامات و برنامه‌ها مشكل ايجاد خواهد شد و هدف اصلي محقق نمي‌شود و اين سيكل معيوب آموزش و نگهداري از افراد آسيب‌ديده و بعد به دلايلي بروز رفتارهاي نامناسب با آنها و رها شدنشان در جامعه تاثيرات منفي را در بر خواهد داشت و مسوولان و كساني كه مسبب اين حادثه بوده‌اند بايد پاسخگو باشند و از اين پس تدابيري را براي جلوگيري از تكرار اين‌گونه برنامه‌ها اتخاذ كنند.
مسوول جمعيت حمايت از حقوق بشر زنان در رابطه با امكان برخورد قانوني در اين زمينه گفت: قطعا راه قانوني در اين زمينه بسته نيست و امكان درخواست ضرر و زيان و آثار ناشي از اين برخورد را مي‌توان درخواست كرد و در اين رابطه بالاترين مقام مسوول مركز «اميدوار» كه محل نگهداري زنان و دختران آسيب‌ديده بوده است مي‌تواند تقاضاي احقاق حق كند.
بهناز اشتري (حقوقدان) در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهارداشت:
در آبان ماه سال 71 قانون تامين زنان و كودكان بي سرپرست در راستاي اصل 21 قانون اساسي به تصويب رسيده كه طبق آن از زنان ويژه و داراي موقعيت خاص حمايت شود افزود: دولت موظف است كه از اين افراد حمايت كند و بهزيستي نيز كه متولي اين حمايت است بايد از امكاناتي برخوردار باشد كه بتواند اين وظيفه را به نحو احسن به انجام برساند.
اين وكيل دادگستري با بيان اين كه هدف تمام نهادهاي دولتي و عمومي خدمت رساني به مردم است، اظهار داشت: اختلاف منافع سازماني نبايد مانع انجام اين هدف شود و دولت بايد در زمان بروز چنين اختلافاتي ميان دستگاه‌ها با در نظر داشتن اين كه هدف، تامين بيشترين منافع براي افراد جامعه است، اين اختلافات را حل و فصل كند.

آخرین خبر
دكتر نفريه روز 14 اسفند 84 در گفت‌وگو با خبرنگار «اجتماعي» ايسنا افزود: جلساتي براي رسيدن به نتيجه مشترك ميان معاونين سازمان بهزيستي و بنياد مستضعفان انقلاب اسلامي در هفته گذشته شد ولی نتیجه ی خاصی حاصل نشد. وي يادآور شد: هم‌اكنون مركز «اميدوار» تا تعيين تكليف نهايي مالكيت، پلمپ است و از آنجا كه اين مركز تنها مركز بازپروري زنان و دختران آسيب‌ديده شديد در تهران است، به اجبار اين زنان به مراكز نگهداري زنان با آسيب كمتر منتقل شده‌اند

بازخوانی سناریو
می خواهم گوش هر یک از نهادهای مرتبط با این سناریو را جداگانه به نجوا بگیرم.
به نظر شما مستضعف کیست؟
کسی است که با اجاره کردن کودک یکی از خانواده های بی بضاعت در ازاء پولی اندک و خوراندن انواع داروهای خواب آور به او کوس بیچارگی و محتاجی بر سر چهارراه ها می زند؟
کسی که پشت چراغ قرمز با پارچه ای چرکین شیشه اتمبیلها را تمیز میکند تا خرج اعتیادش را گدایی کند؟
کسی که با وجود بازار داغ خودفروشی و روسپیگری پناه به خانه ی امن امیدوار آورده و چشم به آینده ای روشن دارد؟

نمیدانید؟
من هم مانند شما تعریفی از مستضعف در ذهن داشتم که بر اساس آن این زنان و دختران در روزها و شبهای آخر سال جزء مستضعفترین و نیازمندترین افراد به حمایت و پشتیبانی محسوب می شدند ولی با این اقدام بنیاد مستضعفان به صحت معنی حک شده در ذهنم شک کردم.
ناگزیر به فرهنگ فارسی عمید پناه برده و معنی مستضعف را جستجو کردم.
م
مس
مستاجر
مستحکم
مستشار
مستضعف: ضعیف شمرده شده، سست و ناتوان پنداشته شده
نفس راحتی کشیدم،اشتباه نکرده بودم.عجب نعمتی ست این نفس راحت.
امیدوارم وجدان مسؤلان بنیاد مستضعفان هم به آنها اجازه کشیدن نفس راحت را بدهد.
مردی نبود فتاده را پای زدن گر دست فتاده گیری مردی
بر اساس آنچه بیان شد،دعوای حقوقی این دو نهاد از مدتها پیش آغاز شده بود پس مناسب تر بود که مسؤلان بهزیستی نسبت به حل آن اقدام جدیتر،سریع تر و موثرتری می کردند. اساساً بنیاد مستضعفان نسبت به سازمان بهزیستی،نهادی قدرتمندتر است.
با مطرح شدن این پرونده توسط بنیاد مستضعفان در دادگاه انقلاب،کفه ی ترازو به نفع بنیاد سنگینتر شد و این در حالی بود که بهزیستی از طریق دادگاه عمومی ماجرا را پیگیری می کرد.این خود تبدیل به یک برگ برنده برای بنیاد شد.
.مناسب تر بود بهزیستی هوشمندی بیشتری به خرج می داد ویا حتی با آماده نگه داشتن مکانی دیگر از بی سامانی آنان جلوگیری می کرد چراکه با صدور حکم دادگاه انقلاب، روی آوردن بنیاد مستضعفان به زور برای تخلیه ی این مرکز امری گریزناپذیر می نمود.
سازمان بهزیستی و بنیاد مستضعفان هر یک نهادی برای خدمت به مردم می باشد و در رأس آن وزارت رفاه به عنوان سازمانی قدرتمندتر و اجرایی تر می بایست زمام امور را در دست گیرد تا درگیری حقوقی میان دو دستگاه زیربط موجب آوارگی و بی خانمانی گروهی زن و دختر آسیب دیده که گاه خود مسبب فراهم آمدن شرایط آسیب دیدگی آنانیم نشود. با نگاهی منطقی شاید بنیاد مستضعفان کوچکترین نیازی به این زمینها نداشته یاشد.به بیان دیگر هر نهادی که در این بین پیروز پرونده باشد،25 زنان و دختران بازنده های اصلی این ماجرایند.
نمونه ای از این گزارش به نهادهای ذیل ارسال می شود با امید به اینکه پیش از سال نو برای شما پیام آور بازپس گیری و اسکان مجدد زنان و دختران آسیب دیده در خانه ی امیدوار باشم
.
دفتر مقام معظم رهبری
دفتر رییس جمهور
مجلس شورای اسلامی
سازمان بهزیستی
بنیاد مستضعفان
سایت آیت ا.. ابطحی
برخی آزانسهای خبری

سعید شرافتی پور
s_sherafatipour@yahoo.com


http://www.delvaapasi.blospot.com/

http://www.delvaapasi.blogfa.com/

4 Comments:

Anonymous Anonymous said...

khaste nabashi.be omide mosmere samar boodane talashet:)

7:31 PM  
Anonymous Anonymous said...

سلام.مشتاق آشنايي آقا سعيد.مطالبت فوق العاده بود.امیدوارم تداوم داشته باشه.موفق باشی

10:08 PM  
Anonymous Anonymous said...

امیوارم تو راهی که انتخاب کردی هیچوقت خسته نشی و کم ناری.
موفق باشی دوست بامعرفت

11:04 PM  
Anonymous Anonymous said...

درود سعید جان

خوش اومدی
در مورد مطلبت باید بگم موضوع مهمی رو انتخاب کردی

زیستن در حکومتی که مزد گورکن را از بهای جان آدمی افزون تر می پردازد

لینکت رو کذاشتم در ضمن دلمم خیلی تنگ شده!

بابک

1:49 AM  

Post a Comment

<< Home